داستان پدری روستایی، و پسرش

داستان پدری روستایی، و پسرش روزی ،

یک پدر روستایی با پسر پانزده اش وارد یک مرکز تجاری میشوند. پسر متوّجه دو دیوار براق نقره‌ای رنگ میشود که بشکل کشویی از هم جدا شدند و دو باره بهم چسبیدند، از پدر میپرسد، این چیست ؟

پدر که تا بحال در عمرش آسانسور ندیده است، میگوید: پسرم، من تا کنون چنین چیزی ندیده ام .

در همین موقع آنها زنی بسیار چاق را میبینند که با صندل چرخدارش به آن دیوار نقره‌ای نزدیک شد و با انگشتش چیزی را روی دیوار فشار دادو دیوار براق از میان جدا شد و آن زن خود را بزحمت وارد اتاقکی کرد.

دیوار بسته شدو پدر و پسرهر دو چشمشان بشماره هائی بر بالای آسانسور افتاد که از یک شروع و بتدریج تا سی‌ رفت، هر دو خیلی‌ متعجب تماشا میکردند که ناگهان دیدند شماره‌ها بطور معکوس و بسرعت کم شدند تا رسید به یک، در این وقت دیوار نقره‌ای باز شدو آنها حیرت زده دیدند

دختر خانمی مو طلایی وبسیار زیبا و ظریف ، با طنازی از آن اتاقک خارج شد پدر در حالی که نمیتوانست چشم از آن دختر بردارد، رو به پسرش کرد و گفت : پسرم ، زود برو مادرت را بیاور اینجا

چگونگی شکل گیری نیروهای رنجر

هنگامی که پس از حمله ژاپنی ها به پرل هاربر (دسامبر 1941) آمریکا وارد جنگ جهانی دوم شد، رنجرهای آمریکایی نقش بزرگی در عملیات های ویژه بازی کردند. برای افسران نیروی زمینی آمریکا که در پایگاه های بریتانیایی بودند به زودی آشکار شد که آنها واحدی مانند کماندوهای بریتانیا در اختیار ندارند. سرلشگر تروسکات رابط نیروی زمینی آمریکا با ستاد مشترک بریتانیا در ماه می 1942، طرحی را به ژنرال جورج مارشال پیشنهاد کرد که تشکیل چنین واحدی را تشویق کرد. از آنجا بود که رنجرهای آمریکایی معادل کماندوهای بریتانیایی شکل گرفتند.

دستور تشکیل چنین واحدی به سرعت صادر شد و اولین گردان رنجر نیروی زمینی ارتش آمریکا تشکیل شد. نام رنجر از آنجا انتخاب شد که باور عمومی بر این بود که واژه "کماندو" به بریتانیایی ها تعلق دارد. تروسکات چنین اعتقاد داشت:

«شایسته بود سازمانی که مقدر بود اولین واحد زمینی آمریکایی باشد که در اروپا با آلمانها وارد پیکار شود رنجر نامیده شود؛ چرا که در نهان آنها شجاعت، ابتکار، قصد، ناهمواری، توانایی رزمی بالایشان را نشان دادند.»



اولین فرمانده رنجرها سروان اورلاندو داربی فارغ التحصیل وست پوینت بود. به داربی برای سازماندهی واحد جدید تنها چند هفته زمان داده شد. هزاران سرباز پیاده نظام درخواست ملحق شدن به واحد جدید را دارند.تعداد کمی از آنها استانداردهای سخت رنجرها را شامل می شدند. اولین گردان رنجر رسما در 19 ژوئن 1942 شروع به کار کرد. واحد جدید در مرکز آموزش کماندویی "آشنسری" در اسکاتلند دوره دید. در آنجا کماندوهای بریتانیایی 600 تازه کار را آموزش می دادند. 500 نفر دوره را تمام کردند، یک سرباز کشته شد و چند نفر در تمرین با مهمات واقعی صدمه دیدند. رنجرها رسما آماده کارزار بودند.

49 رنجر برای حمله به "دیپ" انتخاب شدند. آنها اولین سربازان آمریکایی بودند که در برابر آلمانها بر روی زمین جنگیدند. 3 نفر از آنها کشته شدند. از آجا به بعد، رنجرها به شمال آفریقا جایی که پیکان حمله خود را متوجه "بندر آرزو" در الجزیره کردند رفتند. موفقیت این حمله، راه اولین لشکر پیاده نظام را برای حمله موفق و اشغال "اوران" صاف کرد. اولین واحد تشویق نامه ای از ریاست جمهوری در 31 مارس 1943 زمانی که "الگوتر" را تصرف و پاکسازی کرد و توانست 200 اسیر بگیرد، دریافت کرد.

چگونگی شکل گیری رنجرها

رنجرها نقشی کلیدی در حمله به سیسیل و حرکت به سرزمین اصلی ایتالیا در سال 1943 بازی کردند. آنها در "مونت کاسینوی" جنگیدند. در ژانویه 1944، رنجرها در جریان ضد حمله آلمانها در ایتالیا متحمل تلفات سنگینی شدند.

رنجرها در طی قتل عام بزرگ در "ساحل اوماها" در روز دی تصرف نرماندی شهرت بیشتری کسب کردند. بیشتر، پیاده شدن در این ساحل با پیاده شدن در 4 ساحل دیگر در آن روز مقایسه می شود. رنجرها سخت ترین اهداف زمینی را داشتند. "نقطه دو هاک" استحکامات سنگینی داشت و آلمانها دفاع خود را بر فراز صخره هایی قرار داده بودند که در ساحل های دیگر چنین صخره هایی وجود نداشت. هنگامی که بیشتر تانک های دوپلکس در دریا غرق شد، آمریکایی ها ضربه بزرگی خوردند. قدرت آتش این تانک ها که باید رنجرها را در برابر مسلسل های آلمانی در نقطه ی دو هاک پشتیبانی می کرد از دست رفت. بنابراین، رنجرها به تله افتادند و مجبور شدند بدون بهره گیری از پشتیبانی زرهی از صخره بالا بروند.

سختی وظیفه ی رنجرها در ساحل اوماها به بهترین وجه توسط ژنرال عمربرادلی بیان شده است:

«به هیچ فرماندهی چنین عملیات نومیدانه ای داده نشده بود.»

رنجرها همچنین جنگ در شرق دور را نیز تجربه کردند. پس از حمله به خطوط دفاعی ژاپنی ها در جزایر "دینه گات"، آنها اولین سربازان آمریکایی بودند که به فیلیپین بازگشتند. آنها سه روز قبل از نیروهای اصلی آمریکایی (اکتبر 1944) پیاده شدند و به سرعت اهدافشان را تصرف کردند.

در "لوزون"، رنجرها در عملیاتی شرکت کردند که بسیاری آن را یکی از متهورانه ترین عملیات نظامی تاریخ آمریکا می دانند. رنجرها 500 نفر از کسانی را که در راهپیمایی مرگبار و ننگین "باتاآن" شرکت داشتند را در عملیاتی که 30 مایل پشت خطوط دشمن انجام شد نجات دادند. به علاوه نجات آنان، رنجرها بیش از 200 نفر از نگهبانان آنها را کشتند و از دست سربازان ژاپنی که برای گرفتن آنها اعزام شدند گریختند و به سلامت به خطوط خودی بازگشتند. مدارک اشاره می کنند که این 500 اسیر چون مانع عقب نشینی ژاپنی ها شده بودند، نزدیک بود که اعدام شوند.

رنجرها همچنین نقش مهمی در اشغال مانیل بازی کردند. هنگامی که خبر بمباران هیروشیما و ناکازاکی رسید، آنها خود را آماده می کردند تا به خاک اصلی ژاپن یورش برند.

کلت کالیبر 45

M1911a1.jpg

کُلت ۱۹۱۱ سلاح کمری نیم‌اتوماتیکی است که از سال ۱۹۱۱ تا ۱۹۸۵ سلاح کمری سازمانی نیروهای مسلح آمریکا بود. اغلب آن را «ام۱۹۱۱» یا «کلت۴۵» می‌نامیدند. این سلاح در جنگ اول، جنگ دوم، جنگ کره و جنگ ویتنام بکار رفت. در ایران بیشتر به «کلت» مشهور است و دیگر سلاح‌هایی (مانند استار، براونینگ و غیره) را که شبیه به آن ساخته شده نیز کلت می‌گویند.

کلت۱۹۱۱ را جان براونینگ طراحی کرد.

کالیبر اصلی این سلاح ۰‎٫۴۵ است ولی در کالیبرهای دیگر مانند ۰‎٫۳۸ و ‎۷٫۶۲ نیز ساخته شده است.

برتا ۹۲ف س در سال ۱۹۸۵ به‌عنوان سلاح کمری ارتش آمریکا، جایگزین آن شد

جنگ‌افزار

سِلاح یا جَنگ‌اَفزار، وسیله‌ای است که برای کشتار و تخریب به‌کار می‌رود. از بعضی سلاح‌ها برای کاربردهای غیرنظامی یا ورزش و تفریح نیز استفاده می‌شود.

بهرام چوبین سردار ایرانی دورهٔ ساسانی، هنگام بازدید از محل فوران نفت خام در ناحیه بادکوب (باکو) با توجه به قدرت اشتعال‌زایی این ماده، بر آن شد تا نوعی جنگ‌افزار ساخته شود و این کار را به مهندسان ارتش ایران واگذار نمود. در مدتی کم‌تر از یک سال، پیکانی ساخته شد شبیه به موشک‌های امروزی که حامل گوی دوکی شکلی بود که به نفت خام آغشته شده بود و از روی تخته‌ای که بر پشت قاطر قرار داشت با کشیدن زه پرتاب می‌شد. این دستگاه از یک زه (رودهٔ خشک شده) و چوب گز ساخته شده بود که بر تخته سوار می‌شد و دارای ضامن بود که دارای پنج خدمتکار بوده‌است که دو نفر از آن‌ها کمانکش بودند و نفر سوم نشانه‌گیری می‌کرده‌است. نفر چهارم مسئول افروختن بخش آغشته به نفت خام بوده و نفر پنجم قاطر را نگه می‌داشته‌است.

بهرام چوبین سردار ایرانی دورهٔ ساسانی، هنگام بازدید از محل فوران نفت خام در ناحیه بادکوب (باکو) با توجه به قدرت اشتعال‌زایی این ماده، بر آن شد تا نوعی جنگ‌افزار ساخته شود و این کار را به مهندسان ارتش ایران واگذار نمود. در مدتی کم‌تر از یک سال، پیکانی ساخته شد شبیه به موشک‌های امروزی که حامل گوی دوکی شکلی بود که به نفت خام آغشته شده بود و از روی تخته‌ای که بر پشت قاطر قرار داشت با کشیدن زه پرتاب می‌شد. این دستگاه از یک زه (رودهٔ خشک شده) و چوب گز ساخته شده بود که بر تخته سوار می‌شد و دارای ضامن بود که دارای پنج خدمتکار بوده‌است که دو نفر از آن‌ها کمانکش بودند و نفر سوم نشانه‌گیری می‌کرده‌است. نفر چهارم مسئول افروختن بخش آغشته به نفت خام بوده و نفر پنجم قاطر را نگه می‌داشته‌است.

طبقه بندی جنگ افزار:

جنگ‌افزار متعارف

جنگ‌افزار نیمه‌متعارف

جنگ‌افزار نامتعارف

 

تفنگ برنو.یا 98k

بـِرنو (KAR98K) نوعی تفنگی تک تیر و بسیار قوی با برد زیاد (۴۵۰۰ متر) و کالیبر ۹۲/۷ میلیمتر است که بر اساس طرح اولیه تفنگ G98 ماوزر و ماوزر 98k از جمله در شهر برنو در کشور چک‌اسلواکی ساخته می‌شد.

این تفنگ را دو برادر آلمانی به نام‌های «پتر پل» و «ویلهلم» ماوزر برای ارتش آلمان ساخته بودند. بعدها امتیاز ساخت آن به ایران و چند کشور دیگر نیز داده شد.

 

تفنگ برنو در ایران

در روز هفتم بهمن ماه ۱۳۰۹ (۲۷ ژانویه ۱۹۳۰) درپی یک بررسی طولانی، رضا شاه که فرمانده کل نیروهای مسلح بود موافقت کرد که «ماوزر» ساخت آلمان پس از یک دوره آزمایش چندساله، تفنگ رسمی ارتش ایران شود. این آزمایش روی ماوزرهای «وی‌زی ۲۴» (VZ24) یعنی ماوزر ساخت سال ۱۹۲۴ چکسلواکی صورت گرفت و ستاد ارتش در سال ۱۹۳۴ (۱۳۱۳) به آن نمره قبولی داد. از آن پس ماوزر که تولید انبوه آن از سال ۱۸۹۸ در «اوبرنادورف» آلمان آغاز شده بود و در طول جنگ جهانی اول به عنوان دقیقترین و خوشدست‌ترین تفنگ سبک بکار رفته بود جای تفنگ‌های روسی (ناگانت = نوغان) و انگلیسی را در ارتش ایران گرفت. کارخانه ماوزر بعداً شعبه خود را در شهر «برنو» واقع در ایالت موراویای چک‌اسلواکی دایر کرد و دولت ایران که مشتری کمپانی «اشکودا» بود ترجیح داد که تفنگهای ماوزر ساخت شهر برنو Brno را خریداری کند. از آن پس در ایران نام «برنو» بر تفنگهای ماوزر گذارده شد که پنج تیر و تک تیر بودند. از دهه ۱۹۴۰، ایران خود دست به ساختن برنو زد و آن را در کارخانه‌های تسلیحات (معروف به مسلسل سازی واقع در نزدیکی دوشان تپه) تولید کرد.

سیستم کارکرد برنو

برنو هنگامی که وارد خدمت ارتش آلمان شد، در کوتاه مدت مورد توجه سربازان ارتش قرار گرفت، این سلاح آنچنان خوشدست بود که تا پایان جنگ جهانی دوم مورد مصرف قرار میگرفت. هنگامی که آمریکا وارد جنگ جهانی دوم شد ام یک سلاحی بود که آمریکایی‌ها با آن می‌جنگیدند. برنو با آنکه بسیار خوشدست بود ولی در جنگهای تن به تن از فاصله نزدیک به کارامدی ام یک نبود. زیرا گلنگدن آن باعث کند شدن عملکرد آن میشد. به همین سبب با آنکه دقت تیر ام یک از برنو کمتر بود ولی تا آنکه گلنگدن آن کشیده شود، سربازان آمریکایی توان شلیک هشت تیر پیاپی را داشتند. آلمان نازی مدل ژ-43 و اس-تی-ژ-44 را پیاپی وارد خدمت کرد ولی حتی آنها نیز نتوانستند جایگاه برنو را تسخیر کنند.

برنو آنچنان مدل موفقی بود که با گذشت سالها ختی مدلهای باقیمانده در اسلحه خانه های ارتش ایران در اواخر جنگ ایران و عراق هنگامی که سایه ی فقر بر ارتش ایران گسترده شده بود، به عنوان سلاح تک تیرانداز همانند جنگ اول و دوم جهانی مورد استفاده قرار گرفتند.

برنو متعلق به امپراتوری آلمان نشان امپراتوری روی تفنگ دیده می شود

مدلی که در ایران با نام برنو شناخته می شود مدلیست که به ایران فروخته شده بود و همان مدل مشهور کارابینر می باشد. این سلاح با توجه به دقت بسیار بالا حتی امروزه نیز مورد توجه تیراندازان و شکارچیان قرار دارد. امروزه مدل بهینه سازی شده همین سلاح گلوله زنی برای استفاده شخصی همانند شکار توسط ماوزر و دیگر کارخانه‌های اسلحه سازی ساخته می‌شود. همچنین بسیاری از تفنگ‌های گلوله زنی سیستم گلنگدن بر پایه این سلاح را دارند. زمانی که سلاح ام یک وارد خدمت ارتش ایران شد، ارتش بسیاری از سلاحهای برنوی باقیمانده را فروخت، برخی از آنها با مزایده وارد بازار داخلی شدند که همکنون نیر با وجود کارکرد دراز مدت همچنان در دست شکارچیان داخلی بسبب نبود سلاحهای جدید می‌گردند و برخی نیز به خارج فروخته شدند و برخی بعنوان آهنپاره روانه صنایع فولاد شدند. امروزه بسیاری از کلکسیونرهای سلاح علاقمند خرید مدلهای آنتیک این سلاح هستند. نشانهایی که درست جلوی گلنگدن روی جان لوله قرار دارد حکایت از ارتشی دارد که آن سلاح در آن خدمت کرده، امروزه میتوان در کلکسیونها سلاحهای برنوی متعلق یه ارتش ایران، عثمانی و امپراتوری آلمان را یافت.

برنو متعلق به آلمان نازی نشان امپراتوری رایش روی تفنگ دیده می شود


تفگ شکاری کالیبر 06-30 اسپرینگفیلد مدل برنو. اخیرا صنایع دفاع سلاح گلوله زنی 270. با نام نخجیر ۳ ساخته است که کپی از برنو می باشد، با تفاوت کالیبر آن. همچنان که ذکر شد برنو مشتریان بسیاری در سراسر جهان دارد، بهمین سبب کارخانه اسلحه سازی ماوزر که همکنون تبدیل به کارخانه ی اسلحه سازی با تولید مصارف شخصی شده، این سلاح را در انواع و کالیبرهای گوناگون می سازد. گراورها و قنداقهای آنها بسیار گوناگون بوده و برخی از آنها با گراورکاری‌های بی‌نظیری ساخته شده و با قیمتهای کلان هزاران دلاری مشتریان خاص خود را می یابند و برخی در ساده ترین شکل ممکن با قنداق پلاستیکی بدون گراور به قیمت چند صد دلار قروخته می شوند. در سلاحهای شکاری، علاوه بر مارک و جنس قلمکاریهای موسوم به گراور عمده تعیین کننده ی قیمت سلاح میباشد.
تک تیرانداز آلمانی مجهز به برنو با دوربین ZF42 4x زایس

تفنگ برنو پس از ورود به ایران در ردیف سلاح‌های سازمانی ارتش قرار گرفت امابا ورود تفنگ ام ۱ جای خود را به این تفنگ نیمه خودکار داد.اما همچنان جایگاه خود را در بین مردم و بخصوص عشایر لر حفظ نمود چرا که به عقیده آنها برنو بهترین بوده و هست. دسترسی عشایر به این سلاح بعد از شهریور ۱۳۲۰ و انحلال ارتش ایران در پی حمله متفقین صورت گرفت.

برنوهای ساخت ۱۳۰۹ و ۱۳۱۷ از اهمیت و قابلیت‌های بالاتری برخوردار هستند اما مدلی قدیمی تر از این اسلحه وجود دارد که نقش شاهینی در حال پرواز را برخود دارد که ورود آن را به سال ۱۲۹۸ و توسط میرزا کوچک خان نسبت می‌دهند.

 ارتشهای مسلح به برنو


غار قوری قلعه

 
Ghoori Ghal'e cave.jpg

غار قوری قلعه، بزرگترین غار آبی خاورمیانه[۱] با قدمت ۶۵ میلیون سال است[۲] که در استان کرمانشاه می‌باشد. این غار در ۲۵ کیلومتری شهر روانسر و در کنار جاده روانسر-پاوه و مجاور روستایی به همین نام قرار دارد.

طول این غار ۱۲ کیلومتر و عمق آن ۳۱۴۰ متر است و به عنوان یکی از هفت اثر طبیعی ملی ایران، به ثبت رسیده‌است.[۲] در سال ۱۳۵۵ یک گروه از غارشناسان انگلیسی و در سال ۱۳۵۶ و نیز گروه دیگری از غارنوردان فرانسوی موفق به کشف کامل این اثر شدند.

ژرفای حوضچه‌های این غار به ۱۴ متر می‌رسد همچنین دمای درون غار ۷ تا ۱۱ درجه‌است و در تمام فصول سال ثابت است.[نیازمند منبع] این اثر طبیعی دارای تالارهای زیبا در ۱۴۰۰ متری و ۵۰۰ متری به نام‌های تالار ریم، تالار کوهان شتر، تالار مسیر برزخ، تالار بلور و تالار عروس می‌باشد.این غار یکی از زیباترین جاذبه‌های دیدنی شهرستان روانسر می‌باشد.

Ghoori Ghal'e cave 2.jpg
از انجائی که این حقیر جزء هیات مکتشف غار قوری قلعه بودم .سوالی اگر داشتید در خدمتم.